استعمار و انواع آن

استعمار عبارت است از تسلط یافتن یک قدرت سیاسی به سرزمین و کشور دیگر توسط اتباع کشور مهاجم. و این تسلط بدون رضایت واقعی ساکنین مستعمره انجام یافته است.

استعمار انواع مختلفی دارد:
استعمار کهن: قدرتهای غربی با استفاده از تجهیزات پیشرفته نظامی و تکنولوژی برتر به کشورهای ضعیف و غنی جهان حمله میکردند و آنها را ضمیمه خاک خودشان مینمودند و یا ثروتهای آنها را به چپاول و غارت میبردند. که این استعمار در مناطق مختلفی از جهان همچون بلوچستان ادامه دارد.

استعمار نو: سال 1945م سال پایان جنگ جهانی دوم به منزله آغازی بر پایان تسلط 155 ساله اروپا بر جهان بود و قدرتهای اروپایی همزمان با افول رسمی اقتدارشان، برای تسلط بر نظامهای سیاسی در حال ظهور در جهان سوم، روش استعمار نو را ابداع کردند. در استعمار نو، بیگانگان در رأس کشور خود حکومت نمیکردند، بلکه از خود کشورها کسانی را برای حکومت در مصدر امور میگماشتند. به این طریق، سالهای متمادی ملتها را تحت فشار قرار دادند. آنها از حاکمان مستبد حمایت کردند و گاه نظامیهای کودتاچی را سر کار آوردند و به هر شکل که توانستند از حضور ملتها در تنظیمات سیاسیشان ممانعت میکردند.

در واقع حاکمیت ملی یک سرزمین را از طریق عوامل خود به دست می گرفتند.
استعمار فرانو: استعمار فرانو عبارتست از تسخیر هویت ملتها از طریق دخالت توجیه شده در شئون آنها با استفاده از اهرم تبلیغات رسانه ای و اطلاعات و داده های به ظاهر صادق. در این نوع استعمار، دولتهای استعمارگر با موجه جلوه دادن دخالت خود در امور ملتهای دیگر، ابزارهای سیاسی و فرهنگی جوامع گوناگون را به نفع خود مصادره میکنند.

استعمارگران بیگانه در بلوچستان بخاطر پیچیدگی وضعیت کنونی جهان از هر سه شیوه به طور مستقیم و غیر مستقیم در بلوچستان استفاده می کنند. یعنی در ضمن اینکه سرزمین بلوچستان را به طور کامل تحت کنترل نظامی خود در آورده و کلیه سازمانها ، موسسات و اداراتی که قدرت را به دست دارند بدون کوچکترین حضوری از بلوچ در هرم قدرت، تحت کنترل آنهاست با عضو کردن تعدادی از بلوچها به عنوان کارمند جز و سرباز از آنها برای حضور خود توجیه می آفرینند.

استعمارگران فارس همچنین با تحریف تاریخ و اعلام کردن بلوچ به عنوان “آریایی” و منطقه ای که همیشه تحت کنترل فارس بوده سودای آزادی را از آنها گرفته و رضایت بر شرایط کنونی را به بلوچ تحمیل کرده اند که استفاده از شیوه فرهنگی برای کنترل فکر و اذهان است.
جنبش های رهایی بخش همیشه از افکار آغاز شده اند، و به میدان درآمدند، این موضوع را استعمارگران نوین به خوبی م یدانند به همین خاطر با استفاده از رسانه های جمعی و کتاب نویسی دست به تحریف تاریخی و فرهنگی و هویتی ملت میزنند تا هر گونه بارقه ازادی خواهی را از یک ملت تحت استعمار بگیرند.

✍️عبدالرشید ملازهی

دیدگاهتان را بنویسید