بیانیه مولانا عبدالغفار نقشبندی در خصوص تخریب فونداسیون مسجد جامع اهل سنت در حال احداث پهره/ ایرانشهر

و الی الله المشتکی….

به کجا برم شکایت؟! به که گویم این حکایت؟!

 جلوگیری از ادامه روند ساخت مسجد جامع عظیم اهل سنت ایرانشهر و در پی آن ،صحنه ی دلخراش و دردناکِ تخریبِ فونداسیونِ آن بیتِ اِلهی،جامعه اهل سنت ایران و جهان را به شوک عظیمی فرو برد!

و سوال هاو چراهای بسیاری را در اذهان جوامع بشری ایجاد نمود!

 آیا مگر می‌شود در کشوری هم مدّعیِ امّ القرایِ جهانِ اسلامی بود و هم مقدّس‌ترین شعائر اسلامی را از بن و بیخ بر کند؟! آیا ممکن است در مملکتی که اَبَر منادیِ وحدتِ امتِ اسلامی است تیشه بر ریشه وحدت کوبید؟!

آیا می‌توان از یک حنجره و حلقوم، همزمان فریاد آزادسازی مسجد الاقصی سر داد و از تخریب مسجد بابری هند و سایر کشورهای بیگانه نالید و از طرفی دیگر  برای ساخت مساجد خودی فرمان محدودیت صادر کرد؟!

آری می‌شود!

 می‌شود وقتی که مسئولین انتظامی لباس شهرداری پوشیده، به جای شب پاسی ها جهت تامین امنیت روحی و جانی مردم در پاسی از شب برای برکندن زیر بنای مساجد با خیلِ لودرها روانه گردند.!

 کاش به جای تخریب شبانه در روز روشن خیلِ دستگاه‌های طغیانگر را به سوی تخریب زیربنای خانه خدا روانی می کردند تا حداقل ما مستضعفانی که توان مقابله و دفاع از خود نداریم ،جانِ ناقابل را تسلیم چرخ های ویرانگر می‌کردیم.

 چرا؟!

آخرطبق  کدامین قانون مملکت، چنین مجوّزی برای ایشان صادر شده که در شهرهایی که بیش از ۹۹ درصد آن، اهل سنت هستند و به جز تعدادی انگشت شمار از برادران تشیعِ غیرِ بومی و کارمند در آنجا ساکن نیست، می‌توان بهترین و با ارزش ترین زمین‌ها را به مساجد و حسینیه ها اختصاص داد اما برای خود اهل سنت، فشار و محدودیت ایجاد کرد؟!

مسئولین عزیز ؛ 

اهل سنت را دریابید.

فریاد ملت و دلسوزان خود را بشنوید!

نگزارید برخی مسئولین افراطی و تندروِ خشونت طلب با رفتارهای خشونت آمیز و نفرت انگیز ، پیوند میان مردم و نظام را از هم گسیخته ، که در نتیجه  آن، کاسه صبر مردم لبریز گردد و کشور جولانگه مسائل اختلافی و جنگ‌های مذهبی گردد.

مراد ما نصیحت بود و گفتیم 

    حوالت با خدا کردیم و رفتیم 

و ما علینا الا البلاغ المبین.

   (مولانا)عبدالغفار نقشبندی 

یکی از خدمتگذاران کوچک جامعه ی اهل سنت ایران