جای مولانا کوهی خالیست، زنی در سرباز با ماشین اطلاعات زیر گرفته شد اما هیچ فریادی برنخواست

بلوچستان هم جای عجیبی است، کشته شدن توسط نیروهای امنیتی و سوختن جوانان در آتش، غرق شدن کودکان در هوتک ها و قطع شدن دست و پاهایشان توسط تمساح، تیراندازی به سمت خودروها وکشتن کودکان به بهانه‌ی های مختلف، کشتن بسیجیان بلوچ و زیر گرفتن مردم و زنان سوار بر خودروهای نظامی امری طبیعی شده است.

گویا جان انسانها در بلوچستان اهمیتی ندارد و با چند دروغ توسط مسئولین و سرداران سپاه غائله فوراً می‌خوابد.

سرداران، ریش سفیدان و علمای بلوچ در هر مسئله ای  سعی در آرام کردن مردم دارند تا شاید اوضاع بدتر نشود  اما همچنان میکشند و اوضاع هر روز بدتر میشود.

مولانا کوهی که بود حق می‌گفت و سخنانش همچون تیری قلب دشمنان بلوچ را می‌شکافت اما جایش امروز خالیست.

یقیناً مولانا کوهی هم به این فکر میکند که با این روش و این سیستم مشکلات ما هرگز حل نخواهد شد، بیایید همه با هم برای راه حل اصلی و حقیقی یعنی احیای دولت ملی بلوچستان تلاش کنیم.

عزت و کرامت  مردم، علما، سرداران و نخبگان بلوچ تنها با احیای دولت ملی بلوچستان حفظ خواهد شد و تا استعمار باشد وضعیت ما چنین خواهد بود.

از هر منظری که بنگریم برای نجات، راه حل دیگری به نظر نمیرسد، اکنون زمان آماده گیری برای زمان سقوط رژیم است.

فرصت سقوط شاه را به این خاطر از دست دادیم که سازمان دهی و آمادگی نداشتیم و تکرار آن آینده ما را سیاه خواهد کرد.

پس از همه اقشار و آحاد جامعه بلوچستان دعوت میشود به مبارزات ملی بپیوندند تا با مبارزه تشکیلاتی و سازماندهی شده به دو هدف بزرگ براندازی و احیای دولت ملی بلوچستان دست پیدا کنیم.