زندانیان سوگوار مرگ زندان بان

خبر هلاکت قاسم سلیمانی خبری بود  که توانست اندکی از رنج و مشقت مردم را بکاهد؛ خبری که موجب  انتشار موجی از شادی در سرتاسر خاور میانه  شد 

اما در آن روزها و امروز در سالگرد کشته شدن سلیمانی در اقدامی نا باورانه شاهد بودیم که عده ای از مردمان این دیار نه تنها از هلاکت این جنایت کار اندوهگین نیستند بلکه در فراقش اشک ها می ریزند  و در گذاشتن پروفایل و استوری تسلیت از یکدیگر سبقت می گیرند 

اما چه چیز باعث  می شود زندانی از مرگ بان زندان بان خود

از هلاکت شکنجه گر خود 

از مردن قاتل برادرش 

از نیستی و عامل فقرش 

از مردار شدن قاتل میلیون ها هم کیشش اندوهگین شود ؟

چه چیز باعث می شود معلمی که قاسم سلیمانی حقوق پنج هزار دلاری اش را به دویست دلار تقلیل داده بود تا بتواند با مابقی حقوقش  کشتار و ویرانی دیگری رقم بزند  

از مرگ او اندوهناک شود؟

چه چیز باعث می شود  ملایی  که هر روز  برایمان میخواند انما المومنون اخوة

در غم  قاسم سلیمان که  خون نیم میلیون مومن سوری را ریخته است غمگین شود؟

چه چیزی باعث می شود کارگری   که در آمد صبح تا شب کارگری اش پنجاه هزار تومان است 

برای هلاکت قاسم سلیمانی که با سرمایه های کشورش  آپارتمان های لوکس در محله ضاحیه بیروت برای اتباع  لبنان بنا کرده است اندوهگین شود ؟

چه چیزی باعث می شود  تا ملای سنی از هلاکت قاسم سلیمانی که نقش پر رنگی در ترور   روحانیون هم مذهبش  ،تخریب مدارسش، پلمپ نماز خانه هایش ..دارد  ابراز ناراحتی کند ؟

اخر چه به روز این مردمان آمده است؟ 

عقول آنان را کدامین نابخردی به  بند   کشیده است؟

دلایل متعددی میتوان برای این موضوع برشمرد 

پایین بودن سرانه مطالعه 

عدم آگاهی از تحولات روز دنیا 

عدم  پیگیری  وقایع سیاسی  جهان 

تماشای رسانه‌های فرافکن و دروغ پرداز آخوندی 

تقلید کورکورانه از ملا ها و سرداران مزدور

از  مهم ترین عواملی هستند که موجب شده است تا  یک ملت هنوز از شناسایی دشمن قسم خورده  خود عاجز باشد

اما  راه برون رفت از این فاجعه چیست؟

اولین گام  خارج شدن از استثمار ملا های هندی و سرداران مفنگی است

افزایش مطالعه، پیگیری اخبار و وقایع از رسانه های بی طرف ،آشنایی به حداقل حقوق شهروندی،مطالعه تاریخ …از دیگر عواملی هستند که میشود برای بر طرف کردن این فاجعه نام برد.