قصه ای ساختند تا به ما القا کنن شما نمیتوانید

▪️قصه ای ساختند تا به ما القا کنند شما نمیتوانید!( ✍عبدالستار بلوچ )

اکنون که این متن را می‌نویسم از خود خجالت میکشم چون بارها این قصه را برای دیگران تعریف کردم.

میگویند که بلوچها دهلی را فتح کردند اما سر پادشاهی اختلاف افتاد و همه باهم بر سر تخت نشستند که در آخر تخت شکست و نتیجه ای که بیان میکنند اینست که با ما بلوچها نمیشود و حکومت داری کار ما نیست.

با کمی تفکر میتوان به ساختگی بودن این قصه پی برد، آن مردانی که چنان شجاعت و سیاست داشتند که توانسته بودند دهلی را از دست پادشاه قدرتمند هند بگیرند افرادی نبودند که همچون دیوانگان بر سر تختی بنشینند که جای یک نفر بیشتر نبوده و بعد از آن همه مشقت با اختلافی مملکتی همچون هند را رها کنند.

اما واقعیت چیست؟
یکی از شاهزادگان هند که برسر تخت با برادرش اختلاف داشت در جنگی شکست میخورد و به دولت قدرتمند و همسایه بلوچستان پناه می‌برد و درخواست کمک میکند.

دولت بلوچستان او را پناه داده و وعده کمک میدهد، لذا لشکری عظیم از بلوچستان به همراه شاهزاده هندی بسوی هندوستان روان می‌شود که در نهایت دهلی را فتح کرده و شاهزاده پناهنده را بر تخت می‌نشانند.

جنگجویان بلوچ با هدایای فراوان و گرانبها رخصت شده و در عوض این کمک بندر کراچی که جزیی از مملکت پادشاهی هندوستان بوده بعنوان تحفه به پادشاه بلوچستان داده و جزیی از کشور بلوچستان میشود.

پس لزومی نداشته که سرداران بلوچ بر سر تخت نشینی جنگ و اختلاف داشته باشند.

اما چرا این قصه را ساختند؟
چون بعد اشغال بلوچستان برای جلوگیری از قیام ملت بلوچ و بازپس‌گیری بلوچستان لازم بود تا در ذهن ها القا کنند که شما نمیتوانید و حکومت داری کار شما نیست.

با مطالعه تاریخ بلوچستان متوجه خواهید شد که بلوچستان یکی از قدیمی‌ترین تمدنها بوده و هزاران سال بصورت مستقل و توسط ملت بلوچ اداره شده و تنها نزدیک یک قرن است که سرزمین ما تقسیم و اشغال شده است.

الان وقت بیداری و مبارزه است تا بار دیگر حاکمیت ملی خود را بدست آوریم و اختیار سرزمین خود را بدست گیریم.

امیدوارم که جایی دیگر این قصه را آنگونه که دشمنان خواسته اند بیان نکنید چون اگر قبلا برخی این را تایید میکردند اینبار برشما و ناآگاهی‌تان خواهند خندید

دیدگاهتان را بنویسید