مساله بلوچ و جامعه بین الملل

طبق مادهٔ ۲۴ منشور، شورای امنیت سازمان ملل از طرف تمامی اعضای سازمان ملل مسئول اصلی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است و باید در اجرای این وظایف طبق اهداف و اصول ملل متحد عمل کند.

اما این شورا توسط برخی از قدرت های عضو دائم‌ دارای حق وتو غرق شده و بدتر از آن کشورهای قدرتمند حتی بدون مراجعه به آن وارد جنگ شده یا در کشورهای دیگر دخالت میکنند. 

به عنوان مثال دخالت آمریکا و ورود به عراق و افغانستان یا ورود بسیاری از کشورها به سوریه ، یا اشغال کریمه، یا تدخل روسیه در گرجستان، تنها برخی از نمونه ها هستند.

تصمیم سازان قدرتمند برای توجیه اقدامات خود در دخالتهای آشکار و جنگ افروزی ها میگویند برای «صلح» یا متوقف کردن کشتار چنین کردیم اما می بینیم همین دلیل را ابر قدرت دیگر بخاطر تعارض با مصالحشان قبول ندارد، مثلا: هنگامی که ناتو وارد صربستان شد روسیه با حجت اینکه حاکمیت یک کشور نقض شده با این دخالت مخالفت کرد، ناتو هم توقف جنگ و قتل عام بیگناهان را هدف ورود اعلام کرد……سالها بعد ۲۰۰۸ دقیقا روسیه با همین بهانه وارد گرجستان شد! 

 و در مقابلش ناتو و غرب مخالفت کردند!

پس درست و اشتباه، اما روابط بین الملل توسط ابرقدرتها بر اساس مصالح خودشان توجیه میشود و آنطور که مصالح خودشان است عمل میکنند. 

این موضوع از این منظر مطرح شد که قدرتهای بین المللی طبق برنامه های سیاسی خود عمل میکنند و این را بلوچها باید به خوبی درک کرده و در روابط بین الملل جوانب درست را در نظر گرفته و مصالح بلوچستان را طرح کنند و انتظار نداشته باشند حتما مورد پذیرش جامعه بین الملل قرار گیرد، حقوق بشر همیشه فدای سیاست های اقتصادی و منافع کشورها میشود پس تا زمانی که ملتی قدرتمند نشود، انسجام نداشته باشد، خود را اثبات نکند هیچ قدرتی او را به حساب نمی آورد، چون مبنای روابط بین الملل «کشورها» هستند نه «ملت»ها ، 

ولی در‌این میان ملتی که مبارزه خستگی ناپذیری تدارک ببیند و از حقوق ملی و منافعش کوتاه نیاید بلاخره میتواند مساله اش را به یک مساله بین المللی تبدیل کرده و حق ملی خود را بستاند.