نقش قوه مجریه جمهوری اسلامی در سرکوب معترضان

قوه مجریه جمهوری اسلامی و اعضای کابینه آن همیشه تلاش می‌کنند نقش خود در سرکوب و اختناق در جمهوری اسلامی را انکار کنند و این تاکید بر عدم ایفای نقش در این میزان از خفقان، طی یکی دو دهه اخیر و با افزایش فشارهای حقوق بشری، بیش‌تر شده است؛ به‌ویژه اگر به یاد بیاوریم که به عنوان نمونه چه اندازه محمدجواد ظریف تلاش می‌کرد در برابر پرسش‌های حقوق بشری، به اصطلاح توپ را به زمین قوه قضاییه بیندازد و از «تفکیک قوا» در جغرافیای ایران سخن بگوید.

در حالی که بسیاری می‌دانند با توجه به این‌که وزارت اطلاعات و وزارت دادگستری عملا زیر نظر قوه مجریه است و نیز با توجه به این‌که وزارت کشور نیز زیر نظر قوه مجریه است و رییس قوه مجریه نیز به عنوان «رییس‌جمهور» نقش رییس شورای عالی امنیت ملی را بازی می‌کند – و البته به دلایلی دیگر – نمی‌توان قوه مجریه را در سرکوب معترضان، مسئول ندانست؛ بلکه قوه مجریه یکی از قوای اصلی سرکوب در جغرافیای ایران است. روایت‌ها و شواهد متعددی از این مسئله وجود دارند.

«رضا خندان» – فعال و روزنامه‌نگار – در گفتگویی که در بهار ۱۴۰۰ انجام داده بود با توجه به پرونده همسر زندانی‌اش، خانم «نسرین ستوده» و دیگر پرونده‌های سیاسی تاکید کرد: «همه این‌ها دست وزارت اطلاعات بوده و هست. در همه دوره‌ها هم این اتفاق افتاده است. خانم من (نسرین ستوده) هم در دوران احمدی‌نژاد و هم در دوران روحانی بازداشت شد. در دوره آقای احمدی‌نژاد به او ابتدا یازده سال و بعد شش سال حکم دادند. در دوره آقای روحانی حکمش حکمی‌ شد که آدم سرگیجه می‌گیرد. (۳۳ سال حبس تعزیری) حتی اگر اشد آن را هم بگیریم، ما فکر می‌کردیم دوازده سال است و بعدا البته متوجه شدیم که در پرینت زندان هفده سال نوشته‌اند.»

رضا خندان همچنین روی این نکته نیز تاکید دارد که اگر قوه مجریه در جمهوری اسلامی بخواهد و اراده کند می‌تواند تاثیرات مثبتی بگذارد. او تاکید می‌کند این قوه با توجه به بودجه، امکانات و وزارت‌خانه‌ها و نیروهای اداری که دارد می‌تواند تاثیرات مثبتی بگذارد ولی اگر به سمت این تغییرات نمی‌رود به این علت است که اساسا اراده آن را ندارد. به گفته او اگر هم شعارهایی در دوران «انتخابات» داده می‌شود به این علت است که قدرت و مقام و پست و صندلی بگیرند.

سهاب

اتحاد براندازان

دیدگاهتان را بنویسید